تبليغاتX
Diamond - زمستان زیباست ، اگر آماده باشیم ....

کلمه الله هی العلیا

یا عماد من لا عماد له

 

 

  علتی که باعث شد این مطلب را بنویسم از این قرار است . چند روز پیش بنا به کاری طرف های سعدی و چهارراه استانبل بودم . کارم که تمام شد ، با خودم گفتم ، ما که تا اینجا آمده ایم ، این دو قدم را هم از کنار دیوار سفارت بریتانیا گز کنیم تا در میدان فردوسی هم سلامی به عالیجناب فردوسی (ره) کرده باشیم و هم سوار این خطوط حمل و نقل BRT بشویم که برگ برنده جناب قالیباف در انتخاب مجددش در سمت شهردار بود . { ماجرای BRT را در وبلاگ دیگرم توضیح دادم .... } . وقتی پرچین دیوارهای سفارت را رد کردم و کم کم به میدان رسیدم ، دیدم دور مجسمه شلوغ است . اول فکر کردم توریست هستند ولی بعد متوجه شدم ، چند تا از کارگران افاغنه { ابدا قصد توهین یا تبعیض نژادی ندارم } مشغول دست کشی روی مجسمه هستند ... خلاصه که به نام رسیدگی به مجسمه با قلموی نقاشی ساختمان ، آن را رنگ می کردند و جای شره رنگ ، روی پایه آن پیدا بود ... .. . به نظرم قرار بوده مجسمه مرمت علمی بشود تا نقاشی عملی ، توی آن سرما چند تا آه کشیدم ، هوا سرد بود ، مردم بدون اینکه یک لحظه دقت کنند دارد بیخ گوششان چه اتفاقی می افتد ، فقط دنبال کار خودشان بودند ... . گوشه میدان روی بیلبرد نوشته بود ... زمستان زیباست ، اگر آماده باشیم ... . کفرم درآمده بود .... فقط به روان پاک فردوسی درود فرستادم و گفتم فردوسی عزیز بسیار متاسفم .... . می خواهم  مطلبی راجع به سازنده مجسمه ات بنویسم ، شاید چند نفر بیشتر یاد بگیرند . به سمت اتوبوس های  BRTراه افتادم .... .

ابوالحسن خان صدیقی ؛ سازنده زیباترین اثر مجسمه سازی تاریخ ایران  ،

صاحب اثر جاودانه مجسمه فردوسی و صدها اثر ماندگار دیگر ، سفرای دیگر کشورها پیشتر لقب میکلانژ شرق را به او داده اند

 

  سال ها پیش ، وقتی ابوالحسن صدیقی چند مجسمه از فردوسی ساخت ، یکی در طوس ، یکی در میدان فردوسی تهران ، دیگری در تالار ورودی کتابخانه ملی وقت { ساختمان 30 تیر } و چهارمی در میدان ویلابورگز رم پایتخت ایتالیا قرار داده شد و در مراسمی با حضور نخست وزیر ، وزیر فرهنگ و دانشمندان و مقامات ایتالیای آن روز ، به او نشان عالی هنر اعطا شد . در ایتالیا که در رشته های گوناگون هنری ، سرامد کشورهاست نشان هنر گرفتن ؛ کار هر کسی نیست و هنر می خواهد . وقتی نوبت سخنرانی به ابوالحسن خان صدیقی رسید ، خطاب به مقامات آنجا گفت : تعجب می کنم که چرا به جای نشان شجاعت ، نشان عالی هنر به من اعطا شد . زیرا در سرزمینی که مجسمه سازان بزرگی چون میکل آنژ و داوینچی  در آسمانش طلوع کردند ، کسی که از ایران بیاید و مجسمه حکیم فردوسی را در پایتخت روم باستانی بگذارد ، شایسته نشان شجاعت است ، نه هنر !!!! .... . 

  امروز در یک کشور بیگانه هنوز آن مجسمه در همان میدان که به میدان فردوسی تغییر نام داده صحیح و سالم قرار دارد . اما مجسمه ای که او به کتابخانه ملی ایران هدیه - تاکید می کنم ؛ هدیه داده بود ، با جابجایی ساختمان به تپه های میرداماد ، به طاقچه ای در پشت قفسه ها منتقل شده و دیگر در تالار ورودی جای ندارد و قرار است مجسمه یک نویسنده متوسط خارجی ، جای آن را بگیرد . میدان فردوسی تهران هم که با ساخت برج هیولایی در ضلع جنوب غربی آن و محوطه مترو که یکهو سر از زمین در آورد و مثل آتش فشان ، غبار و دوده بر سر و روی مجسمه و ریه ما نشاند ، جو فرهنگی اش ، نیست و نابود شد . در صورتی که ساخت و ساز در آن باید با ملاحظات و تناسبات زیبایی شناسه شهرسازی همراه باشد تا شکوه مجسمه در آن میدان حفظ شود . مجسمه برنزی قدیمی این میدان هم که به دانشگاه منتقل شد ، در مسیر گزند باد است و ریزش باران اسیدی تهران . به سازمان میراث فرهنگی که امیدی نیست . شهرداری هم که این جور . امیدوارم حداقل یک دولت مرد یا .... اگر این مطلب را می خواند ، کاری بکند ؛ چرا که با کار فردوسی هویت ما از گزند باد در امان می ماند ؛ باشد که مجسمه های فردوسی نیز چنین شود .

 

لینک زیر شعری از فردوسی در باب ستایش خرد است ، بسیار به جاست

http://shahnameh.recent.ir/default.aspx?item=3

 

{ این هم یک خبر است ..... }

مجسمه خيام كه يكي از آثار مرحوم ابوالحسن صديقي و يادآور پيشينه چند ده ساله پارك لاله در تهران است پس از بررسي هاي شهرداري از اخراج شدن نجات يافت

مديران منطقه اعلام كردند اين اثر هنري را در اقامتگاه 30 ساله اش حفظ خواهند كرد .

 

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1519428

 

 

 

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 16:49 |