كلمه الله هي العليا

گويند كه مغولي مي خواست شيخ عطار(ره) را به قتل رساند . يكي گفت " اين پير را مكش كه خونبهاي او هزار درهم بدهم " . مغول خواست كه ترك قتل شيخ نمايد . عطار گفت " مفروش كه بهتر از اين خواهندم خريدن " . شخص ديگري گفت كه " اين پير را مكش كه به خون بهاي او يك توبره كاه مي دهم " . عطار گفت " بفروش كه به از اين نمي ارزم " و شيخ شربت شهادت نوشيد { تذكره الشعرا ء دولتشاه سمرقندي }
سيدعمادالدين قرشي
پي نوشت : 25 فروردين ماه مصادف است با روز بزرگداشت عطار نيشابوري . مردي كه مولوي در يك بيت اينطور معرفي اش مي كند : هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم ..... . چقدر بايد به ايراني بودنمان افتخار كنيم ، خوشا به حال ما كه اين فرزانگان را داريم و چقدر دلنشين تر كه چيزي از آنها بياموزيم . ولو قطره آبي . سعدي (ره) مي فرمايد : هر كسي را سر چيزي و تمناي كسي است / ما به غير از تو نداريم تمناي دگر ...... . همين !!! همچنان كارناوال بهاريتان پاينده باد ، تازه اول راه عاشقي است دوستان !!!


