كلمه الله هي العليا

او منفورترين داشمند تمام تاريخ تمدن اسلامي است . عرفا از او بدشان مي آمد ، چون مدافع فلسفه در برابر گرايش عرفاني و قلبي به دين بود و فيلسوف ها از او بدشان مي آمد براي اينكه عيب و ايراد تمام فلسفه هاي قبل از خودش را درآورده بود . محمد بن عمرالدين طبرستاني قرشي معروف به امام فخر رازي را " امام المشككين " ، يعني پيشواي همه شك كنندگان لقب داده اند . او در تمام آراي متفكران قبل از خودش شك كرد و وقتي به رحمت ايزدي رفت ، ديدند در وصيت نامه اش به حرف هاي خودش هم شك كرده . او كتاب هايي در رد بوعلي سينا نوشت . سر همين چند بار از شهرهاي بزرگ آن روز ايران مثل سمرقند و بخارا اخراج شد . تا اينكه به هرات آمد و آنجا مورد استقبال قرار گرفت . هر چند به خاطر همين اخلاقش ، آبش با پدر مولانا توي يك جوي نرفت و باعث مهاجرت خانواده مولانا از هرات به قونيه و ماجراي ادعاي امروزي ترك ها مبني بر ايراني نبودن مولانا شد .
سیدعمادالدین قرشی
پي نوشت : در اين پست بد نديدم تا شما عزيزان را با يكي از معروف ترين اجدادم آشنا كنم . جدي كه از جفاي روزگار ، مقبره اش همانطور که در بالا می بینید در هرات است . جدي كه حرف و حديث هاي زيادي پشت سرش است . خدايش به نيكي بيامرزاد . دوستان ؛ امام فخر رازي يك تفسير معروف هم نوشته { تفسير كبير يا مفتاح الغيب } . اشعاري هم به او منسوب است . معروفترين اين شعرها ، شعري است كه درباره طبقه بندي انواع آدم ها بر اساس دانايي شان { با احتساب تمام جايگشت هاي ممكنه !!!!!} گفته و احتمالا همه شنيده ايد : آنكس كه بداند و بداند كه بداند / اسب خرد از گنبد گردون بجهاند / آنكس كه بداند و نداند كه بداند / بيدارش نمائيد كه بس خفته نماند / آن كس كه نداند و بداند كه نداند / لنگان خرك خويش به منزل برساند / آن كس كه نداند و نداند كه نداند / در جهل مركب ابدالدهر بماند
+ نوشته شده توسط emad ghorashi در شنبه پنجم بهمن 1387 و ساعت
16:1 |