كلمه الله هي العليا

برآی ای صبح مشتاقان ، اگر هنگام روز آمد / که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم
سيدعمادالدين قرشي
پي نوشت : جای همه عزیزانی که دیگر نیستند سبز باد ..... دوستان ؛ ما ايرانيها مناسبتهاي جالبي داريم كه در تمام دنيا كم نظير است . برخي از آنها با طبيعت همگرايي خاصي دارند ؛ مثل همين شب يلدا ؛ شبي كه تا صبح نشده ، جوجههايمان را ميشماريم ، خانه بزرگترهاي فاميل جمع ميشويم . فاتحه ای می خوانیم و اگر شانس داشته باشيم و هنوز در خانه بزرگان كرسي پيدا شود ، پاها را زير كرسي دراز ميكنيم ، فال حافظ ميگيريم و هزار تا آرزوي رنگي ميكنيم .... همانطور که می دانیم شب چله یا شب یلدا در اول دی برگزار می شده و ایرانیان از اول دی تا دهم بهمن را چله بزرگ می گفتند و چله کوچک از دهم بهمن آغاز می شد و تا دوازده اسفند ادامه داشت .... اميدوارم كه شما دوستان در شب يلدا كه شب سلامتي هم نام گرفته ، در اثر مصرف بيش از حد خوراكيها يا خوشي زياد ، خودتان را گرفتار نكنيد و اصطلاحا خودكشي نكنيد ، گرچه با اين قيمت ها ... بگذريم . عزيزان طعم بلندترين شب سال را با اندوه و ناراحتي تلخ نكنيد و دور هم باشيد و از محضرعاليجنابان حافظ و سعدي بهرمند ... . اينك غزل زيباي شيخ اجل (ره) را در اين شب يلدا تقديم مي كنم . خواندن اين غزل ناب كه گويي تمثيلي از روزگاران دشواري و آشفتگي نيز هست . مي فرمايد : هرکه مجموع نباشد به تماشا نرود / یار با یار سفر کرده ، به تنها نرود // باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش / صبح صادق ندمد ، تا شب یلدا نرود // بر دل آویختگان عرصه عالم ، تنگ است / کان که جایی به گل افتاد ، دگر جا نرود // هرگز اندیشه یار از دل دیوانه عشق / به تماشای گـل و سبزه و صحرا نرود // به سر خار مغیلان بروم با تو چنان / به ارادت ، که یکی بر سر دیبا نرود // با همه رفتن زیبای تذرو اندر باغ / که به شوخی برود ، پیش تو ، زیبا نرود // گر تو اي تخت سليمان ، به سر ما ز اين دست / رفت خواهي ، عجب از مورچه در پا نرود // باغبانان به شب از زحمت بلبل چونند / که در ایام گل از باغچه غوغا نرود // همه عالم سخنم رفت و ، به گوشت نرسید / آری آن جا که تو باشی ، سخن ما نرود // هر كه ما را ، به نصيحت ، ز تو مي پيچد روي / گو ، به شمشير ، كه عاشق به مدارا نرود // ماه رخسار بپوشي تو بت يغمايي / تا دل خلقي از اين شهر ، به يغما نرود // گوهر قيمتي ، از كام نهنگان آرند / هر كه او را غم جان است به دريا نرود // سعديا ، بار بكش و ، يار فراموش نكن / مهر وامق ، به جفا كردن عذرا نرود .



