تبليغاتX
Diamond

كلمه الله هي العليا

 

در ايامي كه به احتمال فراوان شما هم حسرت به سفررفته‌ها و از اين دنيا جداشده‌ها را مي‌خوريد، در روزهايي كه به مدد رسانه، دائم در معرض پيام‌هايي از سرزمين وحي هستيد و خلاصه خيلي‌هايتان جان در تهران و دل در مكه و مدينه داريد، چه زيباست اين بشارت كه "معشوق همين‌جاست". اصلا مگر مي‌شودكه خدا و خداوندي‌اش را محدود در مرز و شهر و مسجدي بداني و گمان ببري كه چون سعادت زيارت خانه‌اش را نيافته‌اي، از جمله زيان‌ديدگان و فراموش‌شدگاني؟!!

سيدعمادالدين قرشي

پي‌نوشت: كاروان‌ها پي‌درپي به سوي ديار عاشقان در راهند، نه فقط از تهران بلكه از سراسر دنيا، مادريد، توكيو، سانفرانسيسكو، لندن، .... ؛ و حتي كوچكترين روستاها؛ انشالله كه آمرزيده‌شويم در برابر اين همه سخاوت. سعدي(ره) مي‌فرمايد: خدايا مقصر به كار آمديم/ تهيدست و اميدوار آمديم/ اگر جرم بخشي به مقدار جود/ نماند گنهكاري اندر وجود/ بضاعت نياورده‌ام الا اميد / خدايا ز عفوم مكن نا اميد. هفته آينده (20آبانماه) مصادف است با چهلمين روز درگذشت پسرخاله‌ام ميلاداعرابيان(ره) در سمنان. اميدوارم از اقيانوس بي‌كران رحمت الهي سيراب شود(آمين).

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 21:2 |

کلمه الله هی العلیا

کوروش،ما امروز در برابر آرامگاه ابدي تو گرد آمده ايم تا به تو بگوييم؛آسوده بخواب که ما بيداريم،و براي نگاهباني ميراث پرافتخار تو همواره بيدار خواهيم بود.سوگند ياد مي کنيم که آن پرچمي را که تو 2500 سال پيش برافراشتي همچنان افراشته و در اهتزاز نگاه خواهيم داشت.سوگند ياد مي کنيم که بزرگي و سربلندي اين سرزمين را به عنوان وديعه يي مقدس که گذشتگان ما به ما سپرده اند با اراده يي پولادين حفظ خواهيم کرد و اين کشور را سربلندتر و پيروزتر از هميشه به آيندگان خويش خواهيم سپرد.سوگند ياد مي کنيم که سنت بشردوستي و نيک انديشي را که تو اساس شاهنشاهي ايران قرار دادي، همواره پاس خواهيم داشت و همچنان براي مردم جهان پيام آور دوستي و حقيقت خواهيم بود.اکنون ما در اينجا گرد آمده ايم تا با سربلندي به تو بگوييم پس از گذشت 25 قرن امروز نيز مانند دوران پرافتخار تو، نام ايران در سراسر گيتي با احترام و ستايش بسيار درآميخته است. امروز نيز همانند عصر تو، ايران در صحنه پرآشوب جهان پيام آور آزادگي و بشردوستي و پاسدار والاترين آرمان هاي انساني است... کوروش، آسوده بخواب، زيرا ما بيداريم و همواره بيدار خواهيم بود.

محمدرضاپهلوی؛ شاهنشاه سابق ایران

پی نوشت: 20 روز از آغاز فصل خزان سال 1350 گذشته بود ... درجریانیدکه؛ می فرماید: سعدی تو مرغ زیرکی خوبت به دام آورده​ام/ مشکل به دست آرد کسی مانند تو شهباز را

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 15:10 |

کلمه الله هی العلیا

نیویورک شهر بزرگی است؛ خیلی بزرگ؛ شهر بدون خواب، پایتخت جهان. ساختمان هایش پنجه بر دل آسمان کشیده اند. پر است از تجارت و تکنولوژی و هنر و درس و جنس های ناب. شهر نیست اصلا؛ "جهان شهر" است؛ از هر قومی و قبیله ای کسانی پرشمار دارد. محله "هارلم"اش را کمتر کسی است که نشناسد ... نیویورک اما شهر صبوری هست؛ سالی یک بار دروغگوهای عالم جمع می شوند توی سازمان ملل اش و در حالی که دهانشان بوی خون می دهد و چشمانشان پر است از سایه آتش و دستانشان از فرط فشردن گلوها و بریدن زبان ها رعشه گرفته؛ از آزادی و عدالت داد سخن می دهند و همه تلویزیون ها و رادیوها و ماهواره ها هم مستقیم دروغ هایشان را تکثیر می کنند. نیویورک شهر صبوری است که این همه دروغ را از این همه دروغگوهای پرزور و زر و هاله دار تحمل می کند و دهانش را باز نمی کند که فرو بردشان به قعر قبری در سینه خود. اگر ما آدم ها جای نیویورک بودیم، دق کرده بودیم تا حالا !! اما نیویورک .... .

پی نوشت: سعدی (ره)می فرماید : غریبی گرت ماست پیش آورد / دو پیمانه آب است و یک چمچه دوغ / گر از بنده لغوی شنیدی ببخش / جهاندیده بسیار گوید دروغ !! . بله دروغ که شاخ و دم ندارد . حالا ما و کل مردم زمین هم بنده خدا !! چه کنیم با حس پیامبرانگی بعضی ها که توی چنین مناسب هایی عود می کند!! . تصویر بالا که از خبرگزاری فارس بود ... اما تصویر پایین از CNN است ، ... کاری هم به قسم حضرت عباس(ع)و دم خروس نداریم ولی شمردن صندلی های خالی در حین سخنرانی پرزیدنت احمدی نژاد را به عهده تمرین به خواننده واگذار می کنم !! موفق باشید خوابتان نبرد !! .

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 1:52 |

کلمه الله هی العلیا

یکی از علمای راسخ را پرسیدند : که چه گویی در نان وقف ؟ گفت : اگر نان از بهر جمعیت خاطر ستاند حلال است و اگر جمع از بهر نان می نشیند حرام . (بیت) نان از برای کنج عبادت گرفته اند // صاحبدلان ، نه کنج عبادت برای نان ... !! (گلستان سعدی(ره)) . تصویر این پست مربوط به صفحه اول روزنامه البلد بیروت (فردای روز قدس و روز قبل از عید فطر) است . جالب است ؛ آن تکه نوار سبز رنگ گره کرده بادکنک است !! همان که هی بادش می کنند و می کنند تا بترکد . امروز که این یادداشت را می نگارم ظهر روز سعید فطر است . اولین و آخرین برداشت من از این ماه این بود که به سرعت گذشت، خیلی سریعتر از پارسال و سال های قبل . امسال نیت کرده بودم که روی این جمله تعمق و تامل کنم "تو که چراغ نبینی ، به چراغ چه بینی" نتیجه ای که گرفتم خیلی عجیب بود . خیلی شخصی و ترسناک . رک بگویم ، یکی از نتایجی که برایم مشخص شد این بود که چقدر از خودم بدم آمده ، چقدر عمرم را به بطالت گذراندم . چقدر خودم را آویزان این دنیا کرده بودم و بی خبر . اینکه چقدر خود خودخواهم برایم اهمیت داشته و چشم خردم را کور کرده ، ... خلاصه اینکه چه فکر می کردیم و چه شد ؟!! متوجه شدم که دیگر مشکل اونها و ما ندارد ... مشکل یکی است !!... بگذریم . در بلاگفا بیشتر از این نمی شود عریضه نوشت . در این مبارک روز دست به دعا برمی دارم . برای شفای همه بیماران از جمله عمو و دایی عزیزم همچنان امیدوارم . سخنی هم با دنیا دارم . دنیا جان ، چقدر تند می چرخی و می گردی اما هر حضیضی هم انتهایی دارد و روزی ما هم به همت قله ، برمی خیزیم ، آن روز زیاد دور نیست ، شاید امروز باشد . هر روزتان عید ؛ عیدتان مبارک !!.

سیدعمادالدین قرشی

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 14:11 |

كلمه الله هي العليا

هنگامی که ناپلئون با آلکساندر اول، تزار روس، در پروس شرقی ملاقات کرد، خطاب به او گفت

"می بینم که شما در عین حال هم امپراتور و هم پاپ هستید؛ چقدر سودمند!"

سيدعمادالدين قرشي

پي نوشت : نص صريح سعدي(ره) در گلستان است كه مي فرمايد : خر عيسي گرش به مكه برند / چون بيايد هنوز خر باشد !! . حالا حكايت ماست و دولت فرزانگي مان !!! ... ببخشيد كه از اين واضح تر نمي توانم توضيح بدهم !! . ضمنا تصويري كه در اين پست بر آن عنايت داريد مربوط مي شود به همان اشاره دست ناپلئون كه در حال عبور از گردنهٔ سنت برنارد در آلپ داشت !!! عجب سفري بود ... يادش بخير !!!

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 18:19 |

كلمه الله هي العليا

من و خدا : آنقدر که با طرفدارانش مشکل دارم با خودش مشکل ندارم!!

سيدعمادالدين قرشي

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت 22:12 |

کلمه الله هی العلیا

شیخنا مایکل جکسون در عنفوان 50 سالگی محضر حضرت عزائیل(ع) را درک نمود !!

سیدعمادالدین قرشی

پی نوشت : بله دوستان ؛ بالاخره همان شتر معروف و نخراشیته و نتراشیده موت بر درب منزل شیخنا مایکل جکسون نزولیدن گرفت و باقی قضایارا خودتان می توانید حدس بزنید .... . به یاد دارم شبی از شب ها که با دیرینه یار عالیجناب miemo هر دو سر بر بحر مکاشفت و مراقبت فرو برده بودیم و در پی کشف شهود در رابطه با نظریه ریسمان بودیم ، حضرت ایشان گوشه هایی از شان نزول ترانه " قدم زدن روی ماه " را بر من هویدا می نمودند ؛ کماهو بنده نیز فرمودن گرفتم که با عنایت بر آن هجمه های ناجوانمردانه مجلات زرد و نارنجی و آن همه دادگاه های .... و آن گیس کشی عیال سابقش و آن همه شرب نوشابه های خنک و گاز دار و آن همه $ بلاتکلیف مگر نشنیدی که "مایکل را نصيحت کردند که احسن کما احسن الله اليک ، نشنيد و عاقبتش خواهی شنيدی" بله دیگر ؛ مصلحت بیش نیست که پشت سر میت عریضه نویسی نمایم . فلذا از شما دوستان دعوت می کنم که ترانه زیبای Moon walker را دانلود و گوش فرمائید ، بلکم فاتحه ای نثار این تازه درگذشته و این بنده روسیاه نموده (البته ایشان دورگه بودند) روسفید الهی شود که الحق خوب ترانه ای کوک نموده خوب آقا ، خوب !! . صفحه دانلود ترانه را از اینجا ببینید .

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 18:39 |

کلمه الله هی العلیا

دوستان از بنده پیرامون انتخابات و اتفاقات اخیر می پرسند . لکن اکثریت را به هشیاری دعوت می کنم و از قول یار دیرین کافکا رضي الله عنه که می فرماید : دو گناه کبیره انسانی وجود دارد که بقیه همه از آنها سرچشمه می گیرد؛ بی صبری و سهل انگاری . بی صبری آدم ها را از بهشت بیرون راند و سهل انگاری نگذاشت به آن باز گردند !!! پس بیدار باشید که سحر نزدیک است .

سیدعمادالدین قرشی

پي نوشت : عاليجناب شفيعي كدكني فرموده اند ، عليرضا قرباني هم خوانده اند . چه بجاست خواندن و شنیدنش در این ایام !! : سوگواران تو امروز خموشند همه / که دهان های وقاحت به خروشند همه // گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست  / زان که وحشت زده ی حشر وحوشند همه // آه ازین قوم ریایی که درین شهر دو روی / روز ها شحنه و شب باده فروشند همه // باغ را این تب روحی به کجا برد که باز /  قمریان از همه سو خانه به دوشند همه // ای هران قطره ز آفاق هران ابر ببار / بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه // گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز / مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه // به وفای تو که رندان بلاکش فردا / جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه .....

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 16:34 |

کلمه الله هی العلیا

می گویند ، قریب پنجاه سال پیش ، راس ساعت معینی كه تكنوازي "پرويز ياحقي" روی اشعار "بیژن ترقی" و صدای "داریوش رفیعی" در برنامه هایی چون شاخه گل ، برگ سبز، رنگارنگ ، صحرايي ، موسيقي ايراني و ... از راديو به‌ طور زنده و مستقيم پخش مي‌شد ، جريان برق شهر ضعيف مي‌شد . هر كسي كه عشق موسيقي داشت ، پاي راديوي ترانزيستوري مي‌نشست و گويي كل مردم ، گوش به قصه شيدايي و شوريدگي این هنرمندان مي‌سپردند كه ظرافت پنجه و حنجره و قریحه ترانه سرایی شان زبانزد خاص و عام بود . بیژن ترقی در جواني ، مورد احترام هنرمندان بزرگ و مشهور قديمي بود . از جواني شمع جمع هنرمنداني بود كه او را از جان و دل دوست داشتند . او که خود را شاگرد ملک‌الشعرای بهار، امیری فیروزکوهی و شهریار می دانست ، همراه و همتراز نواب صفا ، رهی معیری ، حسین گل گلاب ، مهدی سهیلی ، نوذر پرنگ ، کریم فکور ، تورج نگهبان ، بیژن سمندر ، معینی کرمانشاهی و ... شعر می سرود . صبا ، محجوبي ، ورزنده ، تجویدی ، یاحقی ، بدیعی ، شهناز، حسن كسائي ، فرهنگ شريف ، حسن ناهيد ، معروفی و ... روی اشعار او ساز مي‌زدند و آهنگ می ساختند . اديب خوانساري ، شجريان ، بنان ، گلپايگاني ، مرضیه ، دلکش ، الهه ، قوامي ، گلچين ، مسعودي ، بدیع زاده و .... به افتخارش آواز می خواندند . سروده های ترقی سالهاست دل و جان مردم را نوازش داده و کسی نیست که ترانه ای چند از او به خاطر نداشته باشد و زمزمه نکند . با ترانه های دل انگیز و پر شورش شهرت یافت و با غزلیات لطیف و پر احساسش معروف خاص و عام گردید . بيژن ترقي (1308- 1388 ) شاعر و ترانه‌سراي نامي كشورمان ، که از بیماری رنج می‌برد ، پنجم اردیبهشت‌ماه ، در منزل و کنار عزیزانش درگذشت . حضور مردم در تشييع و مراسم ختمش قابل قدرداني بود . مردم ميهن عزيزمان هنوز حق‌گذار و قدر‌شناسند . این علاقه آنچنان انعکاسی داشت تا معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد خبر از راه اندازی و برگزاری جایزه ای تحت عنوان " بیژن ترقی " را در جشنواره آتی موسیقی اعلام کند . درگذشت این هنرمند پیشكسوت را به بانو منيژه يزدان‌منش{همسر} ، سه فرزند استاد {امید ، آرزو و ایده} و به عموم جامعه موسیقی و هنری کشور ، تسلیت می گویم . روانش شاد و قرین لطف خداوند باد .

سیدعمادالدین قرشی

پی نوشت : مشفق کاشانی {رئیس خانه شعر ایران } در وصف استاد سروده : امروز نواي نغمه در سازي نيست / کز بيژن ما به پرده آوازی نيست // تنها نه از او قول و غزل مايه گرفت / همپايه او ترانه پردازي نيست . بگذریم ؛ زنده یاد ترقی غزلی زیبا دارد با عنوان هنر و هنرمند . یادش گرامی ، این چنین است : گرچه از نقش هنر خلق جهان بهره ورند / از چه رو اهل هنر از همه بی بهره ترند // بال پرواز همه خلق جهانند ، ولی / خود چنان طایر طوفانزده بی بال پرند // همچو پروانه به گردش همه در پروازند / تا که چون شمع ببزم همگان جلوه گرند // شمع جمعند که در صدر همه جا دارند / یا نسیمند که هنگام سحر در بدرند // گرمی محفل مایند و اسیر محنند / شادی بزم شمایند و فدای هنرند // روز پیری و پریشانی و سرگردانی / زار و سرگشته و بی همدم و بی سیم و زرند // جاودان باد هنرمند که با شمع هنر / خلق را همره خود در همه جا راهبرند

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:1 |

كلمه الله هي العليا

گويند كه مغولي مي خواست شيخ عطار(ره) را به قتل رساند . يكي گفت " اين پير را مكش كه خونبهاي او هزار درهم بدهم " . مغول خواست كه ترك قتل شيخ نمايد . عطار گفت " مفروش كه بهتر از اين خواهندم خريدن " . شخص ديگري گفت كه " اين پير را مكش كه به خون بهاي او يك توبره كاه مي دهم " . عطار گفت " بفروش كه به از اين نمي ارزم " و شيخ شربت شهادت نوشيد  { تذكره الشعرا ء دولتشاه سمرقندي }

سيدعمادالدين قرشي

پي نوشت : 25 فروردين ماه مصادف است با روز بزرگداشت عطار نيشابوري . مردي كه مولوي در يك بيت اينطور معرفي اش مي كند : هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم ..... . چقدر بايد به ايراني بودنمان افتخار كنيم ، خوشا به حال ما كه اين فرزانگان را داريم و چقدر دلنشين تر كه چيزي از آنها بياموزيم . ولو قطره آبي . سعدي (ره) مي فرمايد : هر كسي را سر چيزي و تمناي كسي است / ما به غير از تو نداريم تمناي دگر ...... . همين !!! همچنان كارناوال بهاريتان پاينده باد ، تازه اول راه عاشقي است دوستان !!!

+ نوشته شده توسط emad ghorashi در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 16:29 |